یک روز رسد غمی اندازه کوه، یک روز نشاطی اندازه دشت|فلسفه زندگی این است، در سایه کوه باید از دشت گذشت

دو سال پیش وقتی اینترنت ایرانسل با کمترین سرعت ممکن به روستای محل تولدم رسید خوشحال بودم که امکان چک کردن ایمیل بدون طی کردن مسافت چهل کیلومتری برای رسیدن به یک کافی‌نت  وجود دارد!! با خوشخیالی هرچه تمام تر به رقابت با دانشجوهای مجهز به اینترنت پر سرعت (4G) در نقاط دیگر جهان فکر میکردم!! آنقد اینترنت دنیای مجازی و غیر واقعی ای برای من به نظر می‌آمد که شاید اگر دو سال پیش از من تعریف شبکه‌های اجتماعی را میپرسیدند جواب میدادم که "ابزاری است وحشتناک که افراد دور را به هم نزدیک و افراد نزدیک را از هم دور میکند"!! و شاید کاملاً هم همینطور بود و شاید هم هست! و برای همین هم مادرم گوشی تلفن را نوعی تسبیح مدرن در دستان جوانان امروزی میدید با این تفاوت که با وجود بازی و شمردن دانه های تسبیح افراد عادت داشتند با هم حرف بزنند اما با بازی با دکمه های گوشی موبایل، افراد در کنار هم با هم حرف نمیزنند و با افرادی دیگر در جایی دیگر در حال ارتباط برقرار کردن هستند!! اما اخیراً وقتی "مارک زاکربرگ"  نابغه برنامه‌نویس هاروارد، خالق فیس‌بوک، چکی به مبلغ 18 میلیارد دلار را برای خرید واتس آپ میپردازد باید تأمل کرد و با تکرار هم تأمل کرد!! صرفاً جهت درک این مبلغ، به پول های بلاک شده ایران بر سر مسائل تحریم که 30 میلیارد دلار برآورد شده است اشاره کنیم!! چرا او به راحتی برابر نصف سرمایه‌های بلاک شده  یک کشور بزرگ برای خرید یک مسنجر در دنیای مجازی چک میکشد؟؟!! و سؤال خیلی مثبت، چطور یک نفر میتواند از چنین تکنولوژی‌ای چنین بهره برداری کند و من هنوز به مدل عکس پروفایلم فکر میکنم؟ چرا باید تفکر من اینقد سطحی باشد؟

امروزه قدرت این تکنولوژی در برنامه های اقتصادی-توسعه ای هیچ کشوری کم رنگ نیست و در دانشگاه‌های رنک بالای جهان میلیون‌ها دلار صرف تحقیقات در زمینه علوم شبکه‌های اجتماعی میشود و نحوه استفاده از شبکه های اجتماعی به یک دانش نوین تبدیل شده است که حتی علوم نوین و پیچیده مدیریت اجتماعی را نیز تحت پوشش قرار داده است. این کاملاً بارز است که کسانی برنده اند که از قدرت این شبکه‌ها استفاده کنند، شاید نمونه راحت و قابل فهم آن را به انتخابات اخیر کشور ربط داد که "صدا و سیما" در برابر "شبکه‌های اجتماعی" عقب افتاد!!!

"من میتوانم"


ارقام بالا صرفاً جهت برانگیختن انگیزه شخصی بوده و قصد به چالش کشیدن هیچ موضوعی را ندارد

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم اسفند ۱۳۹۴ساعت 20:42  توسط جسور | 

چندی پیش وقتی در آپارتمان کوچکم داشتم برای خوابیدن آماده میشدم صدای موزیک همسایه طبقه پایین آنقدر بالا بود که مجبور شدم زنگش را بزنم. دختری بود که به شدت مست به نظر می رسید و حتی شاید متوجه نمیشد ساعت چند نیمه شب است و البته من هم هیچ اصراری نکردم که به او بفهمانم!! فردای آن روز به من گفت تا الان کسی اعتراض نکرده و همسایه دیوار به دیوار من هم اعتراضی نکرده است. برای من عجیب بود که همسایه دیوار به دیوارش اعتراض نکرده بود. همسایه اش یک پسر چینی بود، آن ها هیچ وقت به آن شدتی که نقادانه زندگی میکنیم به قضایا نگاه نمیکنند! وقتی همسایه اش را دیدم از او پرسیدم که صدای موزیک اذیتتان نمیکند؟ گفت چرا اما من از گوش بند استفاده میکنم هنگام مطالعه!!! تئوری "صبر و یادگیری مداوم" را از چینی ها باید یاد گرفت!!! 

"جک ما" نمونه تمام عیار یک غول خود ساخته چینی از هیچ، علی بابایی ساخت که به خیلی از کمپانی‌های کوچک اجازه داد بیزینس کنند و اعتماد دیگران را جلب کنند!!در کنار تأمین کار برای بیش از 20 هزار نفر، سرمایه او امروز از مرز 70 میلیارد دلار گذشته است!! شاید کسانی که آشنایی مختصری با "برند سازی" و "برند منیجری" در دنیای اقتصاد دارند قدرت کار او را بهتر درک کنند!! هویت بخشیدن به کمپانی های کوچک  در دنیای اینترنت، یا به عبارت دیگر اعتماد پراکنی مجازی،  وقتی که محال به نظر برسد کسی مثل "جگ ما" را میخواهد تا ریسک کند و بایستد!! و "جک ما" هم کافی بود به جایی برسد مثل "سیلیکون ولی" پایتخت انفورماتیک جهان!! "جک ما" در دوران جوانی 10 بار برای ادامه تحصیل در دانشگاه هاروارد اپلای کرد و هر 10 بار ریجکت شد!! اما تئوری "صبر و یادگیری" فرهنگ چینی، دانشگاه هاروارد را مجبور میکند تا امروز از او درس بگیرند!!! دانشگاه هاروارد بهتر میداند که کسانی که بتوانند علم را از لای کتاب و آزمایشگاه ها بیرون بکشند و در سطح عمومی سرویس دهی کنند بسیار معدودند و باید برایشان احترام قائل شد.

من مطمئنم میتوانم و نتنها کمپانی خودم را خواهم داشت بلکه بزرگترین کمپانی‌های دنیا هم از من مشاوره خواهند گرفت!! 

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم اسفند ۱۳۹۴ساعت 17:19  توسط جسور |