یک روز رسد غمی اندازه کوه، یک روز نشاطی اندازه دشت|فلسفه زندگی این است، در سایه کوه باید از دشت گذشت

 امروز اولین برف بارید و ما تصمیم گرفتیم آدم برفی بزرگی بسازیم و تقریباً بچه های هلند و رومانی و دانمارک و چین و کلمبیا و برزیل و ایتالیا، غنا و ... همه بودند! در نهایت وقتی آدم برفی ما تمام شد پرچم کشور دانمارک تنها پرچمی که در دسترس ما بود  را در دستش قرار دادیم! پسر دانمارکی گفت من پرچم را دوست ندارم، این برای من عجیب بود، شاید اولین بار بود که کسی در دانمارک بگوید من پرچم را دوست ندارم، آن ها به شدت به پرچمشان افتخار میکنند و در واقع از هر فرصتی برای نشان دادن پرچم کشورشان استفاده میکنند. در واقع پرچم چیزی فراتر از یک نماد ملی است و از جشن تولدها تا مراسم تدفین از آن استفاده میکنند. یا حتی طرح های دستی را نیز به همراه پرچم هدیه میدهند. اصولاً این رفتار هرگز از "خود برتر بینی" نمیاید. خود برتر بینی بلایی است که به جان ما افتاده است و حسابی جای اعتماد به نفس را گرفته است. با خود برتر بینی آرامش خود و دیگران را بهم زده ایم.

یکی از بچه ها بهش گفت پرچم بسیار قشنگی است، لبخندی زد و گفت اما اینترنشنال نیست! یعنی چون ما بچه های اینترنشنال هستیم لزوماً لازم نیست پرچم کشور ما باشد.

 

جهان ما اگر به شدتی که ما تعصب می ورزیم ادامه پیدا کند جای زندگی نخواهد بود، هر روز شاهد نسل خشن‌تر، سطحی‌نگرتر و احساسی‌تر خواهیم بود، نسلی که مخرب و هنجارشکن خواهد بود، نمونه آن جو استادیوم‌ها بر علیه تیم های کشورهای عربی و رسانه‌های اجتماعی بر علیه اشخاصی خاص است که به شدت ناپسند است. اصولاً نباید طرفی را به واکنشی مشابه تحریک کرد و ایجاد تنش کرد! همه چیز به هر قیمتی نباید به پول ختم شود و حتی باید هزینه شود تا اخلاق نهادینه شود، اخلاق بشر دوستی و اخلاق زندگی اجتماعی و اخلاق همسایه داری و اخلاق لبخند و صبر! دیگران را قضاوت نکنیم!

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم دی ۱۳۹۴ساعت 16:6  توسط جسور |