یک روز رسد غمی اندازه کوه، یک روز نشاطی اندازه دشت|فلسفه زندگی این است، در سایه کوه باید از دشت گذشت

فصل پاییزه و عروسیا غوغا میکنه!!! البته ما که تو جو نیستیم و اونایی که تو خطن میگن که بد جور صدای ساز و دهل از نزدیک خوشه!!!! ما که سخت مشغول پیاده کردن آنالیزای پایان نامه مون هستیم، فردا دوره پرورش من تموم میشه و بلاخره تونستیم ماهیامون رو دو ماه سر پا نگه داریم!!!

هوا سرد شده اما بسیار زیبا!!! درختای بلند و برگای درشت و رنگای زیبا!!! بوی درخت گردو و خش خش برگا، فضای اطراف ماهیا رو حسابی زیبا کردن!!! در میون این همه سرما از پارک ساحلی که رد میشم یه کباب سیب زمینی داغ هم کلی میچسپه!!!

اما مشکلات خونواده که روز به روز زیادتر!!! همه خونه میرن برا استراحت!!! من که میرم انرژی­م تحلیل میره!!! بهتره که راه دیگه رو انتخاب کنم!!! دیگه خونه رفتن برا ما نون نمیشه!!! بیست و چند سال عمرما گذشت!!! برامون که زندگی نساختن و حالا خودت بیا و بساز با این وضعیت....

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم آبان ۱۳۸۹ساعت 19:56  توسط جسور |