![]() |
![]() |
|
| یک روز رسد غمی اندازه کوه، یک روز نشاطی اندازه دشت|فلسفه زندگی این است، در سایه کوه باید از دشت گذشت |
|
بنام خداوند زيبايي ها به یاد ......... روزگاري در همين نزديكي ، در همين دشت و ديار و در كنار قلب هايي به وسعت دريا ،خرده شهرتي داشتيم از جنس طبيعت، آب بود، خاك بود و خدا بود و ديگر هيچ و ما دلخوش از اشرف مخلوقات بودن كه يعني حضور خدا ، يعني تقدس و احترام به وديعه هايش و حالا ... در همين نزديكي ، در همين دشت و ديار و در كنار قلب هاي فرو خفته در خواب بلوك هاي آهنين دستهايي بر تمام زيبايي ها خط بطلان كشيد و چهره آنرا تا ابد خراشاند گلوي انسانيت را بريد و خدا را به هيچ انگاشت . و اين اولين بار نبود كه به جرم" انسانيت ،انسان" كشتند!! بريده باد دستاني كه تيغ بر گلويت نهادند و قلم عفو بر خطايت كشيدند بي خبر از آنكه يادت در نبض درختان جنگل هاي سر به فلك كشيده تا ابد خواهد طپيد ، و آخر اينكه خدا هست و ديگر هيچ ... |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهارم آبان ۱۳۸۸ساعت 11:43 توسط جسور |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
نامم قابل شما رو ندارد، بگذارید نامرئی بماند! شما هم خواهشاً این بلاگر را "جــســور" در نظر بگیرید!!!
|
|
RSS
|